خدا و دوره گرد ...

درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است
غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده
و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود
درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته
و انسانها به دور خویش میگردند. در مکه دیدم هیچ انسانی
به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد
و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود .
درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم
تا به خانه خویش برگردم و درهمان نماز ساده خویش
تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم .
آری
شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست
+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 15:11 توسط ♥*دلــنــیــا*♥
|
در باغ « بی برگی » زادم